• Toll-Free: 141

یک ده کوچک، یک تغییر بزرگ

خانه داستان‌های ساحه یک ده کوچک، یک تغییر بزرگ

یک ده کوچک، یک تغییر بزرگ

داستان‌های ساحه
چگونه یک جوان از پروان دیوارهای شک را فرو ریخت و دروازه‌های امید را به‌روی ده خود گشود؟

 

پروان، افغانستان (۲۴ سرطان ۱۴۰۴) - زمانی‌که روشنی صبحگاهی آهسته‌آهسته بر فراز کوه‌های غوربند پخش می‌شود، یک جوان از ساحه قلاتک، با خوشی و اشتیاق، همراه با جعبه واکسین، در کوچه‌های ده گام می‌زند.

 

این شخص، اولیا عصمت است؛ او تنها یک واکسیناتور نیست، بلکه پیام‌آور امید و صدای آینده مصئون برای آن اطفال است که با تهدید ویروس پولیو روبه‌رو هستند.

 

تحصیل و مسؤلیت

اولیا از پوهنځی زبان و ادبیات انگلیسی پوهنتون پروان فارغ شده است. او می‌توانست در شهر یک زندگی آرام داشته باشد، اما چنین نکرد؛ بلکه پس از ختم تحصیلاتش دوباره به ده خود برگشت و در صف مبارزه علیه پولیو به‌خاطر آینده صحی اطفال پیوست.

او می‌گوید: «حدود چهار سال می‌شود که به‌حیث واکسیناتور در کمپاین‌های واکسین پولیو در ده خود کار می‌کنم. من نمی‌خواهم اطفال دهم قربانی مرض فلج‌کننده پولیو شوند. می‌خواهم آن‌ها بازی کنند، به مکتب بروند و آینده‌ای سالم داشته باشند.»

 

© افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۴ هـ ش

اولیا عصمت آماده انجام وظیفه می‌شود.

 

دیوارهای شک

در آغاز، کار ساده نبود. بسیاری خانواده‌ها در مورد واکسین پولیو شک داشتند.

یک صبح، زمانی‌که کمپاین تازه شروع شده بود، یک مرد مُسن به‌شدت واکنش نشان داد: «شرم نمی‌کنی که این زهر را برای اطفال ما آورده‌ای؟»

اما اولیا که همیشه لبخند بر لب دارد، با مهربانی پاسخ داد:

«کاکاجان! اگر این زهر می‌بود، چرا اول‌تر از همه آن را به برادر کوچک خودم می‌دادم؟»

با این حال، او می‌دانست که تنها همین یک جمله کافی نیست؛ ذهنیت‌های نادرست مردم تنها زمانی تغییر می‌کند که کسی با اعتبار و منطق علمی با آن‌ها صحبت کند.

در همان روز، امام مسجد ده، مولوی صبرالله، پس از نماز عصر، در میان اهالی ایستاد و گفت:

«اسلام به صحت و حیات انسان ارزش فراوان داده است. چون پولیو یک مرض فلج‌کننده و بدون علاج است و تنها راه جلوگیری از آن واکسین می‌باشد، پس این مسؤولیت همه ماست که اطفال خود را تا سن پنج‌سالگی واکسین کنیم تا از این مریضی مصئون بمانند.»

پس از او، ملک ده، عصمت‌الله، برخاست و گفت: «اولیا جوان تحصیل‌کرده ده ماست. او و همکارانش از چندین سال به این‌سو برای حفظ سلامت اطفال ما زحمت می‌کشند. بیایید همه با اتحاد از او حمایت کنیم و در هر کمپاین، اطفال خود را حاضر نماییم تا واکسین شوند.»

 

© افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۴ هـ ش

اولیا عصمت در حال تطبیق واکسین پولیو به اطفال.

 

از بی‌باوری تا باور

از همان روز، ده قلاتک تغییر کرد. خانواده‌هایی که قبلاً دروازه‌های خود را می‌بستند، اکنون با خوشی از تیم‌های کمپاین استقبال می‌کنند.

امروز، اطفال هنگام شروع هر کمپاین، با دویدن به‌سوی رضاکاران می‌شتابند و فریاد می‌زنند: «واکسیناتورها آمدند!»

اولیا می‌گوید: «وقتی نیت پاک باشد و سخن از دل برآید، مردم حتماً آن را می‌شنوند. امروز که اطفال با خوشی به‌سوی ما می‌دوند، برایم ارزش بزرگی دارد.»

 

یک آرمان بزرگ: افغانستان عاری از پولیو

اولیا یک آرمان بزرگ دارد: این‌که روزی افغانستان نیز مانند کشورهای دیگر جهان، از ویروس پولیو پاک اعلام شود.

او می‌گوید: «رسیدن به این آرزوی بزرگ ممکن است، اگر علمای دین، بزرگان قومی، مادران، پدران - همه با هم یک‌دل شوند - این خواب به حقیقت خواهد پیوست. این فقط وظیفه من نیست، بلکه مسؤولیت همه ماست.»

پل اعتماد: تلاش‌های یک مبلغ متعهد برای حفاظت از اطفال

کابل، افغانستان (۱۴ اسد ۱۴۰۴) - سمسور رحیمی که در دستا...