• Toll-Free: 141

مهرالله عمرخېل؛ رضاکاری که پیش از واکسین اعتماد می‌سازد

خانه قهرمان ماه پولیو مهرالله عمرخېل؛ رضاکاری که پیش از واکسین اعتماد می‌سازد

مهرالله عمرخېل؛ رضاکاری که پیش از واکسین اعتماد می‌سازد

قهرمانان پولیو

- صبح روز نخست کمپاین واکسین پولیو در ولسوالی تگاب ولایت کاپیسا تازه آغاز شده است. مهرالله عمرخېل آخرین جرعه چای خود را نوشید، جعبه واکسین را بر دوش انداخت و خود را برای یک روز کاری آماده کرد.

راهش طولانی است، اما هدفش روشن است: هیچ طفلی نباید از واکسین محروم بماند.

مهرالله از اهالی قریه ادریس‌خېل ولسوالی تگاب است. او تا سطح لیسانس تحصیل کرده و چندین سال است که به عنوان رضاکار در کمپاین‌های واکسین پولیو فعالیت می‌کند.

به گفته او، کارش تنها «قطره‌ دادن» نیست؛ بلکه پاسخ دادن به پرسش‌های خانواده‌ها و کاهش نگرانی‌های آنان نیز بخش مهم این وظیفه است.

در تگاب، کنار تطبیق واکسین، بزرگ‌ترین نیاز این است که خانواده‌ها اطلاعات درست درباره مرض پولیو داشته باشند. گاهی به دلیل اطلاعات نادرست و شایعات، پرسش‌هایی ایجاد می‌شود و در اینجا نقش مهرالله و تیمش اهمیت می‌یابد: آنها گوش می‌دهند، اطلاعات را روشن می‌کنند و فضایی ایجاد می‌کنند که والدین با اطمینان اطفالشان را برای واکسین بیاورند.

 

جایی که آینده اطفال محافظت می‌شود

در روزهای کمپاین، مهرالله و تیمش در محل‌های مشخص حضور دارند. آنها تلاش می‌کنند که هر طفل واکسین شود و هیچ‌یکی محروم نماند.

او می‌گوید که گاهی بزرگ‌ترین مانع، همان پرسش‌هایی است که در ذهن والدین شکل گرفته است: «ما تلاش می‌کنیم به همه با حوصله گوش دهیم. هدف این است که خانواده‌ها بفهمند واکسین برای محافظت از طفل است.»

 

© افغانستان عاری اژ پولیو / ۱۴۰۴ هـ ش

مهرالله در تگاب یک طفل را واکسین می‌کند.

 

همان روز، پدری به محل تطبیق واکسین آمد اما اطفالش همراهش نبودند. در چهره او نشانه‌های تصمیم دیده می‌شد، اما هنوز در انتظار اطمینان بود؛ کسی که می‌خواهد گام درست بردارد و پیش از هر چیز، پرسش خود را روشن کند.

مهرالله نزدیک شد، سلام کرد و با صدای آرام گفت: «کاکا جان، خوش آمدید. اگر پرسش یا نگرانی دارید، می‌توانید با من شریک کنید.»

پدر کمی مکث کرد و سپس گفت: «پسرم! می‌خواهم اول اطمینان پیدا کنم. مردم چیزهای مختلف می‌گویند… بعضی می‌گویند واکسین برای طفل ضرر دارد، حرف‌های دیگر هم هست. نمی‌خواهم درباره اطفالم تصمیم نادرست بگیرم. قبل از آوردن اطفالم، می‌خواهم روشن شود.»

مهرالله با حوصله به صحبت‌های پدر گوش داد و سپس به زبان ساده توضیح داد: «کاکا جان، این حق شماست که پرسش کنید و اطمینان پیدا کنید. اما واکسین برای آسیب نیست؛ برای محافظت است. پولیو مرضی است که اگر طفل به آن مبتلا شود، ممکن است فلج شود و درمان ندارد. همین واکسین بهترین راه جلوگیری است.»

پدر هنوز در فکر بود. مهرالله تلاش کرد توضیح ساده‌تر کند: «اگر شما می‌خواهید اطفالتان سالم و آینده‌شان محفوظ باشد، این چند قطره جزئی از همان آینده امن است. کمی وقت می‌گیرد، اما نتیجه‌اش بسیار مهم است.»

در همان لحظه، بزرگی قریه، حاجی گل محمد، به محل آمد. سلام کرد و وقتی موضوع را شنید، با صدای مطمئن گفت: «برادر، ما هم اطفالمان را واکسین کرده‌ایم. این کار خیر است. ما خود دیده‌ایم اطفالی را که به دلیل پولیو دستان و پاهایشان فلج شده‌اند. اگر امروز بی‌توجهی شود، فردا پشیمانی سودی ندارد.»

پدر ساکت شد. شک و تردید او کمی کاهش یافت. به مهرالله نگاه کرد و آهسته گفت: «خوب… اگر این‌گونه است، من اطفالم را می‌آورم.»

او از محل رفت و کمی بعد با دو طفلش برگشت. مهرالله هر دو را واکسین کرد. پدر با آرامش نفس کشید، انگار بار سنگینی از ذهن و دلش برداشته شده باشد. سپس گفت: «خدای خیرتان دهد… قلبم آرام شد.»

 © افغانستان عاری از پولیو / ۱۴۰۴ هـ ش

در روزهای کمپاین، مهرالله و تیمش در محل‌های مشخص مستقر هستند، آنها تلاش می‌کنند که هر طفل واکسین شود و هیچ‌یکی از واکسین محروم نماند.

 

«این جمله بزرگ‌ترین دستاورد روز است»

مهرالله می‌گوید که برای او این جمله تنها یک تشکر نیست؛ بلکه نشانه اعتماد است: «وقتی پدر یا مادر با اطمینان طفل خود را واکسین می‌کند، این برای ما موفقیت بزرگی است. زیرا این فقط واکسین نیست، بلکه گامی از مرحله شک به مرحله اعتماد است.»

تلاش‌های مهرالله و ده‌ها رضاکار متعهد دیگر در تگاب پیام واضحی می‌رساند: وقتی آگاهی، احترام و ارتباط انسانی با هم ترکیب شوند، اعتماد ایجاد می‌شود و در نتیجه هر طفل واکسین شده، گامی مهم به سوی آینده‌ای مصون برای افغانستان است.

زیرا هر طفل حق دارد که زندگی سالم و بدون پولیو داشته باشد.