• Toll-Free: 141

قهرمان راه دشوار در برابر پولیو

خانه داستان‌های ساحه قهرمان راه دشوار در برابر پولیو

قهرمان راه دشوار در برابر پولیو

داستان‌های ساحه

زابل، افغانستان (۱۶ سنبله ۱۴۰۳) – در ولسوالی دورافتاده شملزی در ولایت زابل، یک جوان برای حفاظت اطفال در برابر مرض پولیو تلاش می‌کند. این جوان ۳۲ ساله، داد محمد است که از هشت سال گذشته به حیث واکسیناتور در کمپاین واکسیناسیون پولیو کار می‌کند.

او می‌گوید: «این کار سخت اما پرافتخار را از هشت سال به این طرف به هدف نجات اطفال از مرض پولیو انجام می‌دهم.»

داد محمد که اراده‌ی قوی دارد، می‌افزاید: «واکسین کردن اطفال یک سرمایه‌گذاری برای نسل آینده است تا ما یک جامعه سالم و تندرست داشته باشیم.»

ولسوالی شملزی از مرکز ولایت زابل، شهر کلات، ۱۲۰ کیلومتر فاصله دارد و با جاده‌های خاکی، هوای سرد، و عدم آگاهی مردم در مورد واکسین پولیو روبروست.

اما داد محمد به تمام این مشکلات قاطعانه «نه» می‌گوید؛ او تاکید می‌کند: «این کار رضاکارانه برای من یک مسئولیت بزرگ است، اگر من نتوانم به اطفال در مناطق دورافتاده واکسین پولیو برسانم، ممکن است آنها به این مرض لاعلاج مبتلا شوند.»

در ولسوالی دورافتاده شملزی در ولایت زابل، یک جوان برای حفاظت اطفال در برابر مرض پولیو تلاش می‌کند. این جوان ۳۲ ساله، داد محمد است که از هشت سال گذشته به حیث واکسیناتور در کمپاین واکسیناسیون پولیو کار می‌کند کوي

© افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۳ | سعید زابلی

 

خاطرات

داد محمد در این راه خاطرات تلخ و شیرین زیادی دارد؛ او از یکی از خاطرات تلخ خود یاد می‌کند و می‌گوید: «چند سال قبل طفلی را دیدم که به دلیل عدم دریافت واکسین پولیو فلج شده بود، آن لحظه برای من بسیار دردناک بود، من به طفلی نگاه می‌کردم که نمی‌توانست روی پاهایش راه برود، این بسیار سخت بود.»

او با صدایی پر از بغض افزود: «اشک به چشمانم آمد، چون می‌دانستم این طفل هرگز نمی‌تواند مانند دیگر اطفال بازی کند؛ این صحنه من را تشویق کرد تا به حیث یک رضاکار در کمپاین واکسین پولیو کار کنم و دیگر اطفال را از سرنوشت مشابه نجات دهم.»

داد محمد یک خاطره‌ی شیرین نیز دارد که هرگز فراموش نمی‌کند؛ او در یکی از قریه‌های ولسوالی شملزی در مورد واکسین پولیو برای فرزند یکی از ملک‌های قریه صحبت می‌کند: «ملک قریه باور داشت که واکسین پولیو به طفل آسیب می‌رساند، او به شدت اصرار می‌کرد که پسرش سالم است و نیازی به واکسین ندارد، اما من با صبر زیاد خطرات مرض پولیو را برایش توضیح دادم و در نهایت او را قانع کردم که طفل خود را واکسین کند.»

او اضافه می‌کند: «وقتی طفل را واکسین کردم، احساس کردم که یک پیروزی بزرگ را به دست آورده‌ام.»

عبدالله، همکار داد محمد می‌گوید، داد محمد باوجود مشکلات، با علاقه‌مندی و تعهد فراوان وظیفه‌اش را انجام می‌دهد و همه‌ی همکارانش تحت تأثیر تلاش‌های او هستند.

او می‌افزاید: «داد محمد یک مبارز واقعی برای حفاظت اطفال در برابر مرض خطرناک پولیو است، او با مسئولیت کامل وظیفه واکسیناتوری را انجام می‌دهد و می‌داند که هر قطره‌ی واکسین پولیو زندگی یک طفل را نجات می‌دهد.»

 

امید به آینده‌ی بهتر

تلاش‌های داد محمد و هزاران رضاکار مانند او برای ساختن یک جامعه‌ای است که اطفال در آن از معلولیت دایمی در امان باشند.

کار و تلاش‌های آن‌ها به ما یاد می‌دهد که اگر همگی با هم مبارزه کنیم، روزی فرا خواهد رسید که افغانستان از شر پولیو آزاد اعلام شود.

 

سعید زابلی | زابل

یک ده کوچک، یک تغییر بزرگ

چگونه یک جوان از پروان دیوارهای شک را فرو ریخت و در...

پل اعتماد: تلاش‌های یک مبلغ متعهد برای حفاظت از اطفال

کابل، افغانستان (۱۴ اسد ۱۴۰۴) - سمسور رحیمی که در دستا...