• Toll-Free: 141

پری گل ابراهیمی: محافظ اطفال در گذره هرات

خانه داستان‌های ساحه پری گل ابراهیمی: محافظ اطفال در گذره هرات

پری گل ابراهیمی: محافظ اطفال در گذره هرات

داستان‌های ساحه

هرات، افغانستان (۱۱ میزان ۱۴۰۳) - پری گل ابراهیمی، دختر ۲۶ ساله‌ای که به عنوان مبلغ صحی در ولسوالی گذره ولایت هرات کار می‌کند، یکی از زنان پیشتاز در مبارزه با فلج اطفال است. پری گل از چهار سال به اینسو نه تنها به هزاران مادر در باره فواید واکسین پولیو آگاهی داده، بلکه در تلاش است که موانع و باورهای نادرست را در برابر واکسین از میان بردارد.

داستان پری گل، از عزم و تعهد یک زن به نجات نسل آینده سخن می‌گوید.

 

شروع یک مأموریت مقدس

پری گل که دانش‌آموخته قابلگی است، به خاطر علاقه‌ای که به سلامت جامعه داشت، راهش را به سوی مرکز صحی ولسوالی گذره باز کرد.

او می‌گوید: "همیشه دوست داشتم به زنان کمک کنم، به ویژه در دوران حاملگی که یکی از حساس‌ترین مراحل زندگی‌شان است. اما وقتی دیدم چطور خانواده‌ها در برابر واکسین پولیو مقاومت می‌کنند و اطفال‌شان قربانی عدم ا‌گاهی می‌شوند، وظیفه خود دانستم که برای آگاهی مردم دست به کار شوم."

در روزهای اول کار، پری گل با دیواری از مخالفت‌ها روبرو شد. بسیاری از خانواده‌ها به دلیل نداشتن آگاهی و باورهای نادرست، از واکسین پولیو خودداری می‌کردند، آنها تصور می‌کردند که این واکسین زیان می‌آورد، نه محافظت. اما پری گل تسلیم نشد؛ او با حوصله و مهربانی، مادران را نسبت به اهمیت واکسین پولیو و خطرات فلج اطفال آگاه می‌ساخت.

 

نقش پری گل در تغییر جامعه

پری گل در این مدت توانسته است نزدیک به ۳۰۰ زن را که پیشتر به واکسین اعتماد نداشتند، متقاعد کند تا فرزندانشان را واکسین کنند.

او می‌گوید: "وقتی می‌بینم که یک مادر، که قبلاً مخالف واکسین بود، حالا با اطمینان طفل خود را واکسین می‌کند، احساس می‌کنم کار من معنادار است، هر طفل که از فلج شدن نجات پیدا می‌کند، برای من پیروزی بزرگی است."

پری گل ابراهیمی، مانند بسیاری از مبلغین صحی زن در هرات، در برابر موانع اجتماعی و فرهنگی ایستاده و تلاش می‌کند تا با آگاهی دادن به مادران، مسیر زندگی هزاران طفل را تغییر دهد.

برای پری گل، کار او فقط یک وظیفه نیست؛ بلکه یک مأموریت مقدس است. او می‌گوید: "این کار باعث نجات اطفال می‌شود، هر طفلی که به خاطر واکسین از فلج نجات می‌یابد، به من نیرو می‌دهد که ادامه بدهم."

پری گل از چهار سال به اینسو نه تنها به هزاران مادر در باره فواید واکسین پولیو آگاهی داده، بلکه در تلاش است که موانع و باورهای نادرست را در برابر واکسین از میان بردارد

© افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۳ | مرضیه فروتن

 

تغییر ذهنیت‌ها: یک پیروزی خاموش

لیلما، مادر پنج فرزند، یکی از زنانی است که تحت تأثیر صحبت‌های پری گل قرار گرفت. او با نوزاد یک‌ونیم ساله‌اش در مرکز صحی ولسوالی گذره منتظر بود تا دخترش واکسین شود.

لیلما می‌گوید: "قبل از این، هیچ آگاهی در باره واکسین نداشتم، فکر می‌کردم که واکسین باعث مریضی می‌شود، واکسیناتورها به درب خانه می‌آمدند، اما من می‌گفتم که طفل ندارم."

اما وقتی پری گل برای بار اول به او درباره فواید واکسین پولیو صحبت کرد، نگاهش تغییر کرد. اکنون هر ماه به مرکز صحی می‌آید تا مطمئن شود فرزندش در سلامت کامل است.

او می‌گوید: "حالا می‌دانم که واکسین برای نجات اطفال‌مان حیاتی است، اگر واکسین نکنیم، ممکن است طفل ما فلج شود و زندگی‌اش تباه شود."

فوزیه، مادر جوان دیگری، با شرایط سخت‌تری روبرو بود. خانواده او همچنان به واکسین پولیو با شک و تردید نگاه می‌کردند، اما او تصمیم گرفت تا برای سلامتی فرزند سه ساله‌اش برخیزد. "من هم قبلاً مانند خانواده‌ام فکر می‌کردم، اما پری گل ذهنم را باز کرد، حالا هرگز اجازه نمی‌دهم که فرزندم بدون واکسین بماند."

فوزیه با پایداری می‌گوید: "همیشه سر وقت او را برای واکسین می‌آورم، نه فقط واکسین پولیو، بلکه تمام واکسین‌های لازم را هم انجام می‌دهم؛ نمی‌خواهم روزی ببینم که فرزندم به خاطر غفلت من مریض یا معلول شود."

 

نتیجه‌گیری

پری گل ابراهیمی نمادی از ایستادگی و تعهد در برابر موانع اجتماعی و فرهنگی است. او توانسته است با مهربانی و صبر، صدها مادر را متقاعد کند تا اطفال خود را واکسین کنند و به نجات نسل آینده از پولیو کمک کند. داستان او نشان می‌دهد که چگونه یک فرد می‌تواند با پشتکار و اراده، تغییرات بزرگی در جامعه ایجاد کند.

پری گل، قهرمان خاموشی است که هر روز در گوشه‌های دورافتاده هرات، برای آینده‌ای سالم‌تر و شادتر برای اطفال افغانستان مبارزه می‌کند.

 

مرضیه فروتن | هرات

یک ده کوچک، یک تغییر بزرگ

چگونه یک جوان از پروان دیوارهای شک را فرو ریخت و در...

پل اعتماد: تلاش‌های یک مبلغ متعهد برای حفاظت از اطفال

کابل، افغانستان (۱۴ اسد ۱۴۰۴) - سمسور رحیمی که در دستا...