• Toll-Free: 141

مختار: می خواستم والیبالیست شوم اما پولیو مانع رسیدن به این آرزو ام شد

خانه داستان‌های ساحه مختار: می خواستم والیبالیست شوم اما پولیو مانع رسیدن به این آرزو ام شد

مختار: می خواستم والیبالیست شوم اما پولیو مانع رسیدن به این آرزو ام شد

داستان‌های ساحه

بدخشان، افغانستان (۲۳ حوت ۱۴۰۲) - مختار ۱۸ ساله در سن ۴ سالگی به فلج اطفال مبتلا شده که بر اثر آن دست چپ و پای چپ اش فلج شده است.

او که در اصل باشنده قریه چشمه‌ی بید مرکز شهر فیض آباد ولایت بدخشان است، از پنج سال بدینسو با دو برادر، یک خواهر و مادرش در قریه تیپه تلویزیون زندگی سختی را سپری می کند.

مختار که به دلیل مصاب شدن به پولیو از هرگونه فعالیت ذهنی و جسمی محروم شده است، برادر کوچک اش بهرام ۱۶ ساله از دریای کوکچه ریګ کشی می کند و از این طریق نفقه خانواده را تامین می کند، برادر دیگرش کامل ۱۰ ساله درس می خواند و خواهرش مروه ۱۳ ساله مشغول کارهای خانه با مادرش است.

وضعیت اقتصادی خانواده مذکور خوب نیست، پدر مختار ازدواج مجدد کرده و حدود ۱۰ سال می شود که با انها زندګی نمی‌کند و همه‌ی مسوولیت فامیل به دوش بهرام است.


مختار ۱۸ ساله در سن ۴ سالگی به فلج اطفال مبتلا شده که بر اثر آن دست چپ و پای چپ اش فلج شده است

© افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۲ | رقیبه حمیدی

 

مختار می گوید، وی آرزو داشت که درس بخواند و والیبالیست شود اما به دلیل فلج اطفال از کار افتاد و این آرزو اش برآورده نشد.

وی گفت: «در طفولیت فامیل ما در یک قریه دورافتاده زندگی می کردند، مادرم به دهقانی و نگهداری حیوانات مصروف بود، هیچ مرکز صحی در قریه وجود نداشت، دقیق نمی فهمم آن زمان کمپاین واکسین پولیو در بدخشان تطبیق میشد یا نه؟ اما مادرم به دلیل مصروفیت در خانه، خرابی جاده ها و دور بودن مرکز صحی نتوانست مرا واکسین کند و این باعث شد که من به مرض فلج اطفال مبتلا شوم.»

او می گوید، وقتی هم‌سن هایش می بیند که مکتب را تمام کرده اند، در راه رفتن، غذا خوردن و سایر نیازهای زندګی به کمک دیګران مجبور نیستند، عمیقاً احساس ناامیدی می کنند، زیرا وی هم می خواست مانند دیگران زندګی سالم داشته باشد.

وی با ګلوی پر از ناراحتی افزود: «تا ۱۲ سالگی این امید در دلم داشتم که وقتی بزرگ و پولدار شوم، تدوای خود می کنم و جور می شوم، اما با گذشت زمان فهمیدم که معلولیت جور شدنی نیست و تا آخرین نفس بار دوش خانوده و جامعه باقی می مانم.»

مختار می گوید، به دلیل علاقه زیادی که به والیبال داشت، به بسیار سختی خود را به میدان والیبال - که در ۱۰ کیلومتری خانه شان بود – می رساند و بازی را تماشا می کرد.

وی گفت: «در این جریان یک روز در مسیر راه با موتر حادثه کردم و دست راستم شکست، اطفال دیگر که وضعیت من را می دیدند، فرار می کردند و می گفتند که هله دیوانه آمد، بعضی‌ها به رسم ریشخند به من می ګفتند تو نان ات خودره نمی توانی از بازی والیبال چه می خواهی؟ تحمل این حرف ها برایم خیلی سخت و از آن روز به بعد دیګر هیچ وقت به میدان آرزوهایم نرفتم.»

او آرزو می کند که کاش در دوران کودکی او مانند حال رضاکاران کمپاین واکسین فلج اطفال خانه به خانه می رفتند و وی را واکسین میکرد.

اما او همچنین گفت که متاسفانه هنوز هم خانواده هایی هستند که از این خدمات استفاده نمی کنند و فرزندان خود را واکسین نمی کنند.


بهرام برادر خورد مختار می گوید، هر روز که خسته از کار به خانه می آید و درماندګی برادر بزرگش را می بیند، از زندګی نا امید می شود

© افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۲ | رقیبه حمیدی

 

او در پیام خود خطاب به چنین خانواده ها می گوید: «در کودکی به من واکسین ندادند، معلول شدم، مرض پولیو شوخی ندارد، قبل از اینکه فرزندان تان مثل من معلول شوند، به آنها واکسین بدهید تا سالم بماند و در آینده عصای دست تان باشند نه بار دوش تان.»

نادره ۴۵ ساله مادر مختار نیز می گوید که پسرش به دلیل نګرفتن واکسین به مرض پولیو مبتلا شده است.

وی ګفت: «پسرم چهار ساله بود که دچار تب و اسهال شدید شد، وضعیت اقتصادی مان خوب نبود و نتوانستیم به موقع او را نزد داکتر ببریم، بعد از گذشت سه روز متوجه شدم که طرف چپ اش بی حس شده، یک هفته بعد از همسایه پول قرض کردم و او را نزد داکتر بردم، داکتر بعد از معاینه به من گفت پسر تان به مرض پولیو مبتلا شده است و متاسفانه این مرض تداوی ندارد.»

به ګفته وی، پسر اش در حالی از معلولیت رنج می‌برد که پدرش پس از ازدواج دوم آنها را تنها گذاشت و او به تنهایی سرپرستی پسر معلول و دیگر فرزندانش را بر عهده گرفته است.

او می گوید، مادران امروزی خوش‌بخت هستند که به واکسین فلج اطفال دسترسی دارند و به راحتی می توانند فرزندان خود را در برابر فلج اطفال واکسین کنند.

بهرام برادر خورد مختار می گوید، هر روز که خسته از کار به خانه می آید و درماندګی برادر بزرگش را می بیند، از زندګی نا امید می شود.

او گفت، آرزو داشت بعد از پدر مختار سرپرست خانواده باشد، اما معلولیت نه تنها آرزوهای او بلکه آرزوی های همه‌ی خانواده را نابود ساخت.

یکی از فعالان اجتماعی بدخشان به نام مومنه خیرخواه می گوید که معلولین ناشی از فلج اطفال در این ولایت با مشکلات جدی مواجه هستند و به عنوان یک قشر فراموش شده در جامعه زندگی می کنند.

وی می گوید، اگر می خواهیم فرزندانمان آینده‌ای سالم داشته باشند، پس باید آنها را منظم واکسین کنیم، اگر به دلیل بی‌احتیاطی ما حتی یک طفل از واکسین می‌ماند، می‌تواند اطفال کل جامعه را با تهدید مرض پولیو مواجه کند.


رقیبه حمیدي | بدخشان

یک ده کوچک، یک تغییر بزرگ

چگونه یک جوان از پروان دیوارهای شک را فرو ریخت و در...

پل اعتماد: تلاش‌های یک مبلغ متعهد برای حفاظت از اطفال

کابل، افغانستان (۱۴ اسد ۱۴۰۴) - سمسور رحیمی که در دستا...