• Toll-Free: 141

دو قطره امید: تلاش‌های عبیدالله برای حفاظت از اطفال در گربز

خانه داستان‌های ساحه دو قطره امید: تلاش‌های عبیدالله برای حفاظت از اطفال در گربز

دو قطره امید: تلاش‌های عبیدالله برای حفاظت از اطفال در گربز

داستان‌های ساحه

خوست، افغانستان (۹ قوس ۱۴۰۴) - در یکی از قریه‌های دوردستِ ولسوالی گربزِ ولایت خوست، جوانی در هر کمپاین واکسین پولیو (فلج اطفال) ماموریتی را با تعهد بلند انجام می‌دهد که آینده صحیِ اطفال زیر پنج سال به آن گره خورده است.

این جوان عبیدالله اکبرزی است که اصلاً باشنده متون، مرکز ولایت خوست می‌باشد و در شش سال گذشته به حیث واکسیناتور در کمپاین‌های واکسین پولیو ایفای وظیفه کرده است.

او در روزهای کمپاین، هر صبح مسافت طولانی را طی می‌کند تا خود را به محل تطبیق واکسین برساند و همراه با تیم همکارانش اطفال منطقه را واکسین کند و اطمینان حاصل نماید که هیچ طفل از این دو قطره حیاتی محروم نماند.

عبیدالله همراه با همکارانش زودتر از وقت به محل می‌رسد، بکس واکسین را بررسی می‌کند، فورم‌های ثبت را آماده می‌کند و تمام سهولت‌های لازم را فراهم می‌سازد تا والدین بتوانند به آسانی اطفال خود را واکسین نمایند.

او از آغاز روز، طبق عادت همیشه‌گی، این جمله را با خود تکرار می‌کند: «امروز هم باید به تمام اطفال برسیم

همکار عبیدالله به‌وسیله بلندگو اعلان می‌کند: «تیم واکسین پولیو به مسجد منطقه شما آمده است، اطفال زیر پنج سال خود را بیاورید تا واکسین شوند و از مریضی خطرناک فلج اطفال در امان بمانند

 © افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۴ هـ ش

این جوان عبیدالله اکبرزی است که اصلاً باشنده متون، مرکز ولایت خوست می‌باشد و در شش سال گذشته به حیث واکسیناتور در کمپاین‌های واکسین پولیو ایفای وظیفه کرده است.

 

کم‌کم رفت‌وآمد اطفال و والدین‌شان به محل واکسین آغاز می‌شود. نام و سن هر طفل ثبت می‌گردد. سپس عبیدالله با لبخند نرم به طفل سلام می‌دهد و بعد به پدرش با زبان ساده توضیح می‌دهد: «این فقط دو قطره است، وقت زیاد نمی‌گیرد، دردی هم ندارد، اما برای آینده طفل شما یک حفاظت بزرگ است

او می‌گوید، هر بار که طفلی را واکسین می‌کند، چنین احساس می‌نماید که گویا دری را برای همیشه در برابر فلج بسته است. برای عبیدالله به‌خوبی روشن است که پولیو (فلج اطفال) تنها یک مرض ساده نیست، بلکه فاجعه‌ای است که اطفال را فلج می‌سازد و آنان را به باری بر شانه‌های فامیل و جامعه تبدیل می‌کند.

به همین دلیل او با تأکید به والدین یادآوری می‌کند که در هر دور کمپاین، اطفال خود را به‌گونهٔ منظم واکسین نمایند تا از این بیماری خطرناک نجات یابند.

در همین محل واکسین، پدری که پسر سه‌ساله‌اش را در آغوش دارد، در چند قدمی عبیدالله ایستاده و می‌گوید: «هر وقت اعلان کمپاین را بشنوم، فوراً طفل خود را به این‌جا می‌آورم. این تنها دو قطره است، اما من به آن به چشم حفاظت از آینده پسرم نگاه می‌کنم. قبلاً مردم ترس و تردید ایجاد می‌کردند، اما حالا می‌دانم که اگر واکسین نباشد، خطر فلج در هر لحظه وجود دارد

 © افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۴ هـ ش

عبیدالله می‌گوید، هر بار که طفلی را واکسین می‌کند، چنین احساس می‌نماید که گویا دری را برای همیشه در برابر فلج بسته است.

 

روز به پیش می‌رود، اما عبیدالله و تیمش کار را متوقف نمی‌کنند؛ بلکه با همان روحیه آغاز روز، به هر طفل خوش‌آمدِ گرم می‌گویند. پس از واکسین، انگشت هر طفل نشانی می‌شود، که برای تیم وسیله حساب و برای والدین علامت اطمینان است، یعنی که طفل‌شان مصون شد.

در پایان روز، عبیدالله همراه با تیمش به شمارش می‌نشیند، ویال‌های واکسین را حساب می‌کند، گزارش را آماده می‌سازد و در دل از خود می‌پرسد: «آیا امروز طفلی باقی نمانده باشد؟» او می‌گوید، هر بار که حساب تمام می‌شود و مطمین می‌گردد که تا حد توان هیچ طفلی فراموش نشده، خود را موفق احساس می‌کند.

عبیدالله باور دارد که آینده افغانستان در دستان اطفال آن است. او می‌گوید: «در کنار واکسین‌کردنِ اطفال، مسئولیت ما این است که این پیام را به مردم برسانیم که از بین‌بردن پولیو ممکن است. اگر هر مادر و پدر همکاری کند و به‌موقع اطفال خود را واکسین نماید، ما می‌توانیم کشور خود را به‌گونه کامل از این بیماری نجات دهیم

در کوچه‌ها و قریه‌های گربز، شاید نام عبیدالله را بیرون از این منطقه افراد زیادی نشنوند، اما کار او در گام‌های صحی هزاران طفل دیده می‌شود. هر طفلی که با خیال راحت بازی می‌کند و به مکتب می‌رود، شاهد زنده تلاش‌های خستگی‌ناپذیر عبیدالله و سایر رضاکارانی است که در سکوت، پیام این دو قطره امید را از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌دهند.

یک ده کوچک، یک تغییر بزرگ

چگونه یک جوان از پروان دیوارهای شک را فرو ریخت و در...

پل اعتماد: تلاش‌های یک مبلغ متعهد برای حفاظت از اطفال

کابل، افغانستان (۱۴ اسد ۱۴۰۴) - سمسور رحیمی که در دستا...