• Toll-Free: 141

صدای برخاسته از دل کوه‌ها؛ داستان محمد عارف

خانه داستان‌های ساحه صدای برخاسته از دل کوه‌ها؛ داستان محمد عارف

صدای برخاسته از دل کوه‌ها؛ داستان محمد عارف

داستان‌های ساحه

خوست، افغانستان (۲۳ میزان ۱۴۰۴) - قلندر یکی از ولسوالی‌های دورافتاده ولایت خوست است که کوه‌های سر به فلک‌کشیده آن را در بر گرفته‌اند. در اینجا امکانات زندگی اندک است، سنت‌ها ریشه‌های عمیق دارند و پذیرش تغییر آسان نیست.
اما در همین نقطه، جوانی به نام محمد عارف برخاسته و مبارزه‌ای را آغاز کرده که به امیدی برای آینده سالم اطفال مبدل شده است.
او که تا سطح لیسانس تحصیل کرده، به جای انتخاب شغل دیگر، ترجیح داده است واکسین پولیو را به اطفالی برساند که هنوز در پسِ کوه‌ها از حقوق اساسی صحی محروم‌اند.

 

ورود با باور به قلب جامعه سنتی

قریه «لندری» در ولسوالی قلندر، جایی است که مردمش به رسوم، روایت‌ها و عقاید خود وفادارند. در چنین جامعه‌ای ایجاد تغییر و جلب اعتماد نیازمند زمان و صبر است.
محمد عارف، فرزند همین قریه، خوب می‌داند که ذهن‌ها تنها با احترام، بردباری و مهربانی روشن می‌شوند. او می‌گوید: «بسیاری از مردم آگاهی کامل در مورد مرض پولیو و واکسین آن ندارند، و برخی نیز تحت تأثیر اطلاعات نادرست قرار گرفته‌اند. باید با احترام و حوصله‌مندی برایشان آگاهی داد و قناعت‌شان حاصل کرد
در چنین فضایی، مبارزه علیه پولیو تنها یک کار تخنیکی نیست، بلکه راهی طولانی از اعتمادسازی، پذیرش و گفت‌وگو است.
به همین دلیل، عارف نه تنها واکسین، بلکه پیام باور و امید را نیز با خود حمل می‌کند. او می‌افزاید: «من تسلیم نشده‌ام. با وجود همه مشکلات، مبارزه‌ام را ادامه داده‌ام، چون صحت و آینده روشن اطفال برایم از هر چیز مهم‌تر است
او با باور عمیق می‌گوید: «مردم باید از دیدگاه سنت‌ها و باورهای خود قناعت یابند. هر سخن باید با احترام، صبر و لبخند بیان شود
عارف از همین نگاه الهام گرفت و دریافت که راه اعتماد از مسیر ارزش‌های دینی نیز می‌گذرد. از همین رو، تصمیم گرفت با استفاده از منبر و محراب، پیام حفاظت از اطفال را گسترش دهد.

 © افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۴ هـ ش

محمد عارف در کنار اطفالی که در ولسوالی قلندر واکسین شده‌اند.

 

اعتمادسازی زیر سایه ارزش‌های دینی

در منطقه‌ای که آموزه‌های دینی نقش ژرفی در زندگی مردم دارند، عارف زود دریافت که کلید گشودن ذهن‌ها در همین ارزش‌ها نهفته است.
او با علمای دین و بزرگان محل تماس گرفت، حمایت‌شان را به‌دست آورد و از طریق منبر پیام واکسین پولیو را به مردم رساند.
عارف می‌گوید: «وقتی ملا امام از منبر گفت که واکسین بخشی از وجایب دینی است و هر کس جان انسانی را نجات دهد، گویی تمام انسانیت را نجات داده است، این سخن بر دل‌ها اثر عمیق گذاشت و بسیاری از خانواده‌ها حاضر شدند اطفال‌شان را واکسین کنند
عارف این را دستاورد بزرگی می‌داند، اما می‌گوید: «سفر هنوز تمام نشده است، زیرا اعتمادسازی سفری است مداوم از انسانیت، صبر و تعهد
با حمایت علمای دین و تلاش‌های خستگی‌ناپذیر عارف، ذهن‌های مردم به‌آرامی تغییر کرد، شک به باور مبدل شد و از همان‌جا مسیر تغییر آغاز گردید.

 

© افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۴ هـ ش

محمد عارف که تا سطح لیسانس تحصیل کرده، ترجیح داده واکسین پولیو را به اطفال برساند که در پسِ کوه‌ها از حقوق اساسی صحی محروم‌اند.

 

سفر دوامدار باور

حاجی عبدالرحمن یکی از باشندگان قریه، که زمانی به واکسین باور نداشت، اکنون از مدافعان سرسخت آن است. او می‌گوید: «قبلاً فکر می‌کردم واکسین بی‌فایده است، اما وقتی سخنان عارف و سپس ملا امام را شنیدم، دانستم که این کار برای صحت اطفال ضروری است. حالا خودم دیگران را تشویق می‌کنم که فرزندان‌شان را واکسین کنند
امروز، بسیاری از خانواده‌ها در این منطقه اطفال خود را واکسین می‌نمایند. سخنان صادقانه و رویکرد مهربانانه عارف فضای اجتماعی را دگرگون ساخته است.
یکی از کارکنان صحی محلی نیز می‌گوید: «محمد عارف سال‌هاست بدون هیچ چشم‌داشتی برای خیر مردم کار می‌کند و همیشه می‌گوید تا زمانی که حتی یک طفل از واکسین محروم باشد، من آرام نخواهم گرفت
این جمله، شعار زندگی او شده است. با وجود همه چالش‌ها، او دست از تلاش برنداشته است. برای او، این مبارزه تنها یک وظیفه نیست، بلکه رسالتی انسانی است.
عارف باور دارد که این سفر زمانی پایان می‌یابد که در هر قریه و هر خانه، هر طفل از خطر پولیو در امان باشد.
باور و تعهد او الهام‌بخش دیگران شده است؛ گام‌های خستگی‌ناپذیرش اکنون به نوای امید در دل‌های مردم مبدل گشته است.
اگر روزی ولسوالی قلندر از ویروس پولیو پاک اعلام شود، این افتخار به برکت تلاش‌های پی‌گیر همین جوان و همکارانش خواهد بود، کسانی که ایمان دارند: پشت هر قطره واکسین، آینده یک ملت نهفته است.

یک ده کوچک، یک تغییر بزرگ

چگونه یک جوان از پروان دیوارهای شک را فرو ریخت و در...

پل اعتماد: تلاش‌های یک مبلغ متعهد برای حفاظت از اطفال

کابل، افغانستان (۱۴ اسد ۱۴۰۴) - سمسور رحیمی که در دستا...